شب اول از دهه غدیریه در مسجد روحانی
تاريخ : 1395/6/23

 شب اول از دهه غدیریه با قرائت قرآن آقای تهرانی و سخنرانی حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج سید مجتبی محمدی و مداحی حاج محمود تاری درمسجدروحانی تهران برگزارشد


گزیده ای از سخنرانی حضرت حجه الاسلام حاج سیدمجتبی محمدی را در ادامه می خوانید:


یک سوالی مطرح است که چرا چنین مراسماتی باید برگزار شود و چه ارزش و اثری دارد؟


جواب این است که این مراسم ها که برگزار می شود انسان می تواند حق را از باطل جدا سازد و بشناسد و پنج مورد زیر به طور خلاصه:


1- شناخت حق و باطل


2- شناخت فرقه ناجیه که شیعه اثنی عشری است از 73 فرقه ای که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به آخر الزمان فرمودند.


3- شناخت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف


4- بدانیم در امر دین به چه کسی مراجعه کنیم


5- به تمام عالم بگوییم اعتقادات ما ریشه دار است


 


نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:


«زَیِّنُوا مَجَالِسَکُمْ‏ بِذِکْرِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِب»


مجالس خود را با یاد علی بن ابی‌طالب(ع)، زینت دهید.


 


 


داستان ابو ایوب انصاری


ابو ایوب انصاری، علاوه بر جنگهای پیامبر (ص)، درجنگهای جمل و صفین و نهروان نیز شرکت کرد. او سبب همراهی با علی (ع) در جنگها را نیز برای مردم تبیین می کرد. ابراهیم بن علقمه و اسود می گویند: روزی به ابو ایوب انصاری گفتیم: ای ابو ایوب! خداوند به وسیله پیامبر به تو کرامتی عنایت فرموده که به دیگری نداده است. میزبان پیامبر بودی، چرا در جنگها با علی (ع) همراهی کردی و به نبرد با مسلمانان پرداختی؟ ابو ایوب پاسخ داد: به خدا سوگند، روزی در همین خانه ای که شما اکنون در آن نشسته اید، در محضر پیامبر (ص) بودم و هیچ کس در خانه نبود. علی در طرف راست پیامبر (ص) نشسته بود و من سمت چپ او; انس بن مالک در برابر پیامبر ایستاده بود. ناگاه صدای در شنیده شد. پیامبر (ص) فرمود: ای انس! ببین کوبنده در کیست؟ انس بیرون رفته، عمار بن یاسر را پشت در خانه دید. پیامبر فرمود: در را برای عمار باز کن. عمار بر پیامبر (ص) وارد شد و سلام کرد. پیامبر (ص) پس از خوش آمدگویی به او فرمود: ای عمار! پس از من حوادث ناگواری پیش خواهد آمد، به گونه ای که بعضی به روی یکدیگر شمشیر کشیده، یکدیگر را خواهند کشت. همچنین گروهی از گروهی دیگر برائت می جویند. ای عمار! اگر آن روز را دیدی بر تو باد به پیروی از آن که سمت راستم نشسته است. ای عمار! اگر تمام مردم از راهی بروند، بر تو باد رفتن بدان راهی که علی می رود... ای عمار! هیچ گاه علی تو را از راه هدایت باز نمی گرداند و بر گمراهی راهنمایی ات نمی کند. ای عمار! پیروی از علی پیروی از من است و پیروی از من پیروی از خدا است.


 


 


قرائت در نماز و جهر و اخفات


دیدگاه شیعه


شیعیان به اتفاق نظر، ذکر «بسم الله» را در آغاز نماز واجب می‌دانند و بر وجوب جَهر (بلند خواندن) بسمله در نمازهای جهریه و استحباب جهر در نمازهای اخفاتیه نظر داده‌اند [۵۸]. نقل شده است که امام علی علیه‌السلام در جهر بر بسمله در نماز اصرار می‌کردند. به روایت شافعی معاویه در مدینه نمازی به پا داشت که در آن «بسم الله» و تکبیر پیش از رکوع و سجده‌ها را نگفت. پس صحابه بر او اعتراض کردند که نماز را از ما ربودی ؛ معاویه همان نماز را با تسمیه و تکبیر اعاده نمود. فخررازی [۵۹] با استناد به این دو روایت استدلال می‌کند که سنت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جهر بسمله بوده است، و دور نمی‌نماید که معاویه نیز با علم به روش حضرت علی علیه‌السلام در خصوص جهر و اخفات، روش عکس را برگزیده باشد. ذکر بسمله فقط در نماز واجب است، مگر در مواردی که بسمله مصداق تسمیه (ذکر نام خدا) شود. به این ترتیب، ذکر بسمله در موقع سر بریدن حیوانات به عنوان تسمیة واجب به کار می‌رود، زیرا به هنگام ذبح یا صید حیوانات باید نام خدا یاد شود، وگرنه خوردن گوشت آن‌ها حرام است.


 


اختلاف مذاهب اهل سنت


با توجه به اختلاف در آیه بودن بسمله، دربارة قرائت بسمله و جهر و اخفات آن در نماز روایات متفاوتی از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده که موجب تفاوت در فتواهای علمای اهل سنت گردیده است.


 


وجوب قرائت: شافعی و به روایتی احمدبن حنبل و گروهی از علمای حدیث بر آن‌اند که قرائت بسمله مثل آیه‌های دیگر سورة فاتحه واجب است.


کراهت قرائت: مالک بن انس گفته است که قرائت بسمله، خواه به اخفات و خواه به جهر، مکروه است.


استحباب: قول دیگر این است که قرائت آن جائز بلکه مستحب است.


حرمت و بدعت دانستن قرائت: اما برخی قرائت بسمله را در نماز بنابر روایتی از عبدالله بن مغفل بدعت دانسته‌اند.


علاوه بر این، شیعه و تمام مذاهب اهل سنت جز حنبلیان ذکر «بسم الله» را پیش از وضو مستحب می‌دانند.


 


مناظره علامه امینی رضوان الله تعالی علیه با علمای اهل تسنن در هند


 


حدود هفتاد تن از علمای برجسته ی اهل سنت، علامه امینی را ناچار وارد بحث اعتقادی می کنند اما وی با دلیلی ساده، همه را محکوم می کند.


علامه امینی حدیث زیر از پیامبر(ص) را می خواند:


من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه ای میته کفر و نفاق


هرکس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است؛ یعنی در حال کفر و نفاق مرده است.


سپس از آنها اعتراف می گیرد که سند آن صحیح است. بعد، از آنها می پرسد:


آیا فاطمه ی زهرا(س) امام عصر خویش را شناخت یا نه؟ امامِ آن حضرت چه کسی بود؟


علمای اهل سنت سرها را پایین انداختند؛ چون اگر می گفتند: او امام زمان خود را نمی شناخت، به این معنا بود که او در مرگ جاهلیت از دنیا رفته که چنین چیزی در مورد او قابل تصور نیست. اگر می گفتند: می شناخت، مسلماً ابوبکری که تا پایان حیات آن حضرت، مورد غضبش بود، نمی توانست امام او باشد.


در نتیجه علمای حاضر یکی یکی مجلس را ترک کردند!


 


 


تصاویر مراسم












 


تمام حقوق مادی و معنوی برای مسجد روحانی محفوظ می باشد / نشر مطالب با ذکر منبع بلامانع است